ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

505

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) دير باز مسلمان شده بود و براى رسول خدا ( ص ) وحى را مىنوشت به فتنه و بدبختى در افتاد و در حالى كه از دين برگشت از مدينه بيرون آمد و به مكه رفت ، پيامبر ( ص ) به روز فتح مكه او را مهدور الدم اعلام فرمود . ولى عثمان بن عفان كه برادر شيرى او بود به حضور پيامبر آمد و براى او امان خواست و آن حضرت او را امان دادند ، عثمان گفت اى رسول خدا بيعت او را نمىپذيريد ؟ پيامبر ( ص ) در آن روز بيعت او را بر اسلام پذيرفت و فرمود اسلام كارهاى پيش از اسلام آوردن را مىپوشاند - ناديده مىگيرد . عثمان بن عفان پس از بر كنار كردن عمرو عاص از حكومت مصر عبد الله بن سعد بن ابى سرح را به حكومت مصر گماشت ، او ساكن مصر شد و آنجا خانه ساخت و تا هنگامى كه عثمان كشته شد همچنان حاكم مصر بود . « 1 » محمية بن جزء بن عبد يغوث بن عويج بن عمرو بن زيد بن مذحج ، او هم پيمان خاندان سهم بود ، محميه از دير باز در مكه مسلمان شد و در هجرت دوم ياران رسول خدا ( ص ) به حبشه به آن جا هجرت كرد ، نخستين جنگى كه در آن شركت كرد جنگ مريسيع بود كه همان جنگ بلمصطلق است ، در آن جنگ رسول خدا ( ص ) او را به سرپرستى خمس اموال و سهام مسلمانان از غنيمتها گماشت . پس از آن هم او را بر همان كار مستقر فرمود . محميه پس از آن به مصر كوچ كرد و ساكن آن سرزمين شد . عبد الله بن حارث بن جزء زبيدى او افتخار مصاحبت رسول خدا را داشت و سپس ساكن مصر شد و محدثان مصرى از او روايت كرده‌اند . عبد الله بن صالح ، از ابن لهيعه ، از عبيد الله بن ابى جعفر نقل مىكند كه مىگفته است

--> ( 1 ) براى آگهى بيشتر دربارهء اين مرد كه مايهء درماندگى عثمان شد و چگونگى رفتار حضرت ختمى مرتبت كه بدين سادگى كه ابن سعد نوشته است نيست به ترجمه مغازى واقدى ، ص 654 به ترجمهء نهاية الارب ، ج 5 ، ص 61 و 77 ، به قلم اين بنده مراجعه فرماييد .